ميرزا محمد حيدر دوغلات

780

تاريخ رشيدى ( فارسي )

( وقتى دو لقب را با هم جمع مىكنيم احتمالا تونگ رام‌پا و كاه‌چو منظور نظر خواهد بود و اين احتمال را تقويت خواهد كرد كه مؤلف با لاماهاى عضو تاشى ايهنپو كه به عنوان تعليم يافته از مركز دانشگاه‌هاى لهاسا از شهرت زيادى برخوردار بودند ، گفتگو داشته است ( 1 - مقايسه كنيد با فرهنگ تبتى ) tcid natebit ( اثر جائشكه ، ص 263 ، و 2 - ahddub sednoigiler eid ، اثر كوپن ) neppok ( ، 2 ، ص 253 ) . ودّل ) w . a . l ( » . ( 818 ) . دكتر ودّل مىنويسد : « ساكيا ، تو - با . توب - پا معادل تبتى ساكياى سانسكريت و به معنى تحت اللفظى « يگانه توانا » است . ( مقايسه كنيد با فرهنگ جائشكه ، ص 236 . ) ودّل » . [ ظاهرا همان ساكيامونى است كه شكامونى گفته‌اند . ( م ) ] ( 819 ) . اين كلمه بد ترجمه نشده . پروفسور بندال ) lladneb ( به من گفت كه اين كلمه بايد جاناكاسياپا خوانده شود . دكتر ودّل در اين مورد مىنويسد « كاسياپا آخرين بشر بود ، اين افسانه‌اى است كه بر ساكيامونى مقدم بوده و به ويژه در حال حاضر [ اواخر قرن نوزدهم . ( م ) ] مورد پرستش بونپا ) apnob ( پيروان سابق مذهب لامايى تبت است . مقايسه كنيد با مرجع فاهيان ) naih af ( در رابطه با پيروان تصوف كه در نواحى اطراف لاداخ رفت و آمد دارند . « ودّل » ( 820 ) . به عقيده پروفسور بندال ، افسانه‌هاى مذكور احتمالا جاتاكا يا « داستان‌هاى تولد » هستند . ( 821 ) . ماه فرفين : به فتح اول ، به معنى ماه پروين ، زرنباد و جدوار . لغت‌نامه ( م ) . ( 822 ) . معمولا تاريخ مفروض براى نيرواناى ساكيامونى ، حدود نيمه سده پانزدهم قبل از ميلاد است ؛ بدين ترتيب تخمين ميرزا حيدر حدود هزار سال نيز جلوتر است . اما دكتر ودّل به من گفت كه در ميان لاماهاى تبت غالبا به ساكيامونى قدمتى 3000 ساله داده‌اند . بنابراين ميرزا حيدر احتمالا براى اين بيان خود مرجعى داشته است . ( 823 ) . اكتبر 1533 . ( 824 ) . در رابطه با ابعاد واقعى قوتاس يا ، يك ، ر . ك : ص 748 ، پىنوشت شماره 387 . ( 825 ) . در اينجا ده سطر عبارت لفاظى در ارتباط با غزات يا جهاد ، ترجمه نشده است . [ توضيح مترجم انگليسى در مورد حذف عبارات « و در . . . اين مقدمه آنكه » ( م ) ] . ( 826 ) . 938 [ روئيه 1532 ] . ( 827 ) . عبارت به اين صورت است : شرق زمستانى ، و به گفته آقاى شاو « در مسير طلوع آفتاب زمستان » ترجمه شده چنان كه در ص 773 ، پىنوشت شماره 782 ديده مىشود . ( 828 ) . ر . ك : ص 776 ، پىنوشت شماره 804 و ص 778 ، پىنوشت شماره 814 . ( 829 ) . اين نام را مائوتدرا نيز مىتوان خواند . اما احتمالا هوندرا واقع در تلاقى رودهاى نوبره و شايوك ) koyahs ( منظور نظر بوده . در حال حاضر [ اواخر قرن نوزدهم ] دهكده عمده و مركز اصلى اين نواحى ، در دره نوبره واقع است و تاگار - نامى كه به بخشى از كلمه موتدار شباهت دارد - خوانده مىشود . در آن هنگام ، مركز اصلى عبارت بود از چاراسا كه در مقابل رودخانه قرار داشت . ( 830 ) . تورا : قسمتى از پرده كه تيراندازان از پشت آن تيراندازى مىكنند . لغت‌نامه ( م ) . ( 831 ) . سورهء بنى اسرائيل : آيه 81 . ( 832 ) . در اين دوره به راحتى نمىتوان شاهان يا فرمانروايان لاداخ را پىگيرى كرد . اولا تاريخ اين سرزمين تاكنون [ اواخر قرن نوزدهم ميلادى . ( م ) ] به صورت كامل درنيامده ؛ ثانيا تواريخ آن ( مگر يكى از يكى نامطمئن‌تر ) تا سال 1850 ثبت شده است . تا قبل از آن تاريخ ، دو فهرست از فرمانروايان - يكى متعلق به مرحوم اميل شلاگين تويت ) tiewtnigalhcs . v lime ( و ديگرى از آن دكتر كارل ماركس ، عضو هيأت موراوى در لاداخ - در دست هست . هر دو اينها از همان اثر تبتى - بطريقان لاداخ ) kadal sbarlayg ( اقتباس شده ، با وجود اين ، تا